تبليغاتX
عشق من و تو


عشق من و تو

داستان عشق ابدی من وتو

منو حالا نوازش کن که اين فرصت نره از دست ، شايد اين آخرين باره که اين احساس زيبا هست.


حال من دست خودم نيست، ديگه آروم نميگيرم. دلم از کسي گرفته، که ميخوام براش بميرم

+نوشته شده در ساعت5 PMتوسط شهرزاد | |

به آغوش تو دل گرمم  تو کنج سرد این خونه

به اینکه تا ابد چشمات برام لالائی می خونه

دلم گرم به دنیائی که می سازی تو از رؤیا

پناه قلب من می شی دوباره .... تا ته دنیا

شب از وقتی که اینجائی ، همیشه روشن و خوبه

به تو محتاجم و قلبم ........ فقط پیش تو می کوبه

کنارت مثل یک دریا ............. پر از آرامش نابم

تنت رؤیای آتیشه  ،  تو آغوشت که می خوابم

نمی ذارم که بین ما ، بمونه مرز تاریکی

دلم گرم بهت وقتی بهم نزدیک نزدیکی

نفس های تو به دنیام هوای عشق می پاشه

کسی جز تو نمی تونه شریک قلب من باشه ؛

 

+نوشته شده در ساعت0 AMتوسط شهرزاد | |

نذار كه سفره ی دلت، پیش غریبه وا بشه
این بغض نشكسته باید سهم خود خدا بشه
پا به دنیای فرشته ها بزار ، دنیای فرشته ها حقیقته
واسه تو كه بوی  آسمون میدی ،گمشدن تو زندگی مصیبته
آخرین نشونه ی رسیدنی ، كه واسه همیشه بی نشون میشی
پا رو مخمله ستاره ها بذار، داری همسایه ی آسمون میشی

 

+نوشته شده در ساعت6 PMتوسط شهرزاد | |

اينجا در قلب من حد و مرزي

 

براي حضور تو نيست

 

به من نگو که چگونه بي تو

 

زيستن را تمرين کنم

 

مگر ماهي بيرون از آب

 

مي تواند نفس بکشد؟؟؟

 

مگر مي شود هوا را از

 

زندگيم برداري و من

 

زنده بمانم؟؟؟

 

بگو معني تمرين چيست؟؟؟

 

بريدن از چه چيز را تمرين کنم؟؟؟

 

بريدن از خودم را؟؟؟

+نوشته شده در ساعت0 AMتوسط شهرزاد | |

افسرده ی از یار جدایی ست دل من
سرگشته ی افتاده ز پایی ست دل من
کم دانه بریزید که در گلشن گیتی
دل کنده ز هر برگ و نوایی ست دل من
مرده ست دلم قاتل او را بشناسید
خود کشته ی بر دست حنایی ست دل من
از رهگذرم دور شوید و بگریزید
دیوانه ی از بند رهایی ست دل من
در محفل من گوشِ دل و جان بگشایید
افسونگر افسانه سرایی ست دل من
بشکسته دلی را چو من از خویش مرانید
بر بام تو آزاده همایی ست دل من
تسلیم نصیب است و زبان بسته ی تقدیر
حسرت کشِ بی چون و چرایی ست دل من
عمری ست دلم ساخته با هرچه بلا هست
تا عشق بداند چه بلایی ست دل من

+نوشته شده در ساعت9 PMتوسط شهرزاد | |